السيد محمد حسين الطهراني
137
امام شناسى (فارسى)
--> همگى متّفقا گفتند : نه . علّامه گفت : امّا ما شيعيان همگى از امير المؤمنين عليه السّلام كه نفس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و برادر و پسر عمو و وصىّ آن حضرت است پيروى مىكنيم . و بر هر تقدير طلاقى را كه سلطان واقع ساختهاند باطل است ، چون شروط آن تحقّق نپذيرفته است ، و از جملهء شروط دو شاهد عادل است ، آيا پادشاه زن خود را در حضور دو شاهد عادل طلاق دادهاند ؟ سلطان گفت : نه ، و علّامه دربارهء اين مسئله مشغول بحث شد با علماى عامّه و به طورى بحث كرد كه همگى را ملزم و مجاب نمود . سلطان ، تشيّع را اختيار كرد و جماعتى را به سوى اقليمها و شهرها گسيل داشت ، تا آنكه بنام ائمّهء اثنا عشر خطبه بخوانند ، و نام آنها را در مساجد و معابد بنويسند . و از جمله آثارى كه از اين قضيّه فعلا در اصفهان موجود است ، اوّلا در سه موضع است از مسجد قديم كه در زمان خود سلطان محمّد خدابنده نوشته شده است ، و ديگر بر منارهء دار السّياده كه سلطان محمّد بعد از آنكه برادرش غازان آن را احداث كرده بود ، اتمام كرد ، همچنين موجود است ، و در محاسن اصفهان موجود است كه ابتداى خطبه به سعى بعضى از سادات انجام گرفته است كه نام او ( ميرزا قلندر ) است . و ديگر از جمله معابدى را كه من ديدم نام ائمّهء اثنا عشر را بر روى آن نوشته بودند يكى معبد « پير بكران » است كه در « لنجان » واقع و در زمان خدابنده ساخته شده است ، و آن اسامى الآن موجود است ، و نيز در معبد قطب العارفين ، نور الدّين عبد الصّمد نطنزى است كه اين مرد با من نيز از ناحيهء مادر نسبت رحميّت دارد ، و آن اسامى در اين معبد نيز فعلا موجود است . و حمد و سپاس اختصاص به خداوند ربّ العالمين دارد كه چنين نعمتى را موهبت فرمود كه اصفهان در حالى كه دورترين شهرها از نقطه نظر تشيّع بود ، به مرتبهاى رسيد كه در تمام شهر اصفهان و در قريههاى اطراف آن ( كه مشهور است كه هزار قريه است و اكثر آنها را فيروزآبادى در قاموس خود ذكر نموده است ) بر خلاف مذهب حقّ يك نفر پيدا نمىشود ، حتّى آنكه به مذهب تسنّن فقط يك نفر متّهم است و آن نيز محض اتّهام است . و از شهرهائى كه از زمان ائمّه عليهم السّلام تا به حال از شهرهاى تشيّع بوده است كمتر شهرى يافت مىشود كه مثل اصفهان يكسره شيعه شود و ابدا سنّى در آن يافت نگردد مثل شهرهاى جبل عامل و تون و استرآباد و سبزوار و طوس و تبريز و قم و كوفه و مازندران و كاشان و كشمير و تبّت و حيدرآباد و آبه و تستر و بحرين و حويزه و نيمى از شام و غير از اينها از شهرهائى كه فاضل سيّد نور اللّه شوشترى در « مجالس المؤمنين » خود ذكر كرده است . چون در اكثر اين شهرها يا در قريههاى آنها بر خلاف مذهب حقّ افرادى يافت مىشوند . سپاس و حمد اختصاص به خداوند ربّ العالمين دارد كه تشيّع در جميع شهرهاى ايران به طور عموم و شمول شيوع يافته ، و حتّى در حرمين شريفين : مكّهء معظّمه و مدينهء منوّره ، و قزوين و / گيلان و همدان و شهرهاى فارس و يزد و نواحى آن و حتّى در بصره انتشار يافته است . و از خداوند تعالى اميد و انتظار داريم كه در ظهور قائم آل محمّد صلوات اللّه عليهم تعجيل فرمايد تا به جائى كه تمام خطّهء خاك و سراسر جهان بر طريقهء حقّهء بيضاء كه حكومت حقّ بر باطل و ولايت آل محمّد